محل تبلیغات شما

aminmehrang



13/4/24 روز تولد بهترین رهبر دنیاست




این عمار نگو خودم عمارتم

عاشق منطق و فكر بیدارتم

پسر فاطمه جسم تو كامل است



من گرفتار آن دست بیمارتم



رهبرم اگه لب تر كنی،سر و فدا می كنیم



اشاره كن،كل دنیا رو ما كربلا می كنیم



هر دفعه طنین صدات و از مناره ها می شنویم



ما یاد غربت صوت امام و شهدا می كنیم



مرگ بر فتنه گر پست و وقیح



مرگ بر ضد ولایت فقیه



مكتب فقط حذب علی



رهبر فقط سید علی



سید غرق تكبیرتیم



عاشق چهره و صورت پیرتیم



رهبرم هیئتی ها همه رهرو رهند



ما همه قبظه ی دست شمشیرتیم



ما فدای نگاه و شونه ی خسته ات می شیم


رهبرم عصا دست نگیر كه ما عصای دستت می شیم



مرگ بر فتنه گر پست و وقیح



مرگ بر ضد ولایت فقیه



مكتب فقط حزب علی



رهبر فقط سید علی

پیشاپیش به همه ایرونیا تبریک میگم


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا وقتی صحبت از سفر به برزیل در سریال پایتخت شد، نقی به بهبود قبطه می خورد و دلش می خواست هر جور شده به برزیل برود. اما دست تقدیر نقی را به رایگان به این خوش گذرانی فرهنگی برد آنهم با یک شلوار نصفه!!!محسن تنابنده و برخی دیگر از بازیگرانی که با عنوان حامی فرهنگی به این سفر رفتند با عکس هایی که در سایت های اجتمایی از خود قرار داده اند کمی در افکار عمومی مردم ایجاد سوال کردند. خوشگذرانی بازیگران با این سر و وضع چه ربطی به فرهنگ دارد؟ چرا باید بازیگران وقتی به خارج از کشور میروند، با این رفتارها هویت اسلامی کشورمان را به مضحکه بگیرند؟ آیا کسانی که در عکس های ورزشگاه دیده نمی شوند به کار فرهنگی دیگری مشغولند یا مشغولند که فرهنگی کار کنند؟عکس هایی که تاسف خیلی ها را به دنبال داشت و حیف و صد حیف که آب رفته به جوی باز نمی گردد. پوشش ن که اصلا به زن مسلمان شبیه نیست چه رسد که نماینده آن باشند و پوشش مردان هم که بماند.لابد تعریف کار فرهنگی عوض شده یا به تعاریف جدیدی منتسب شده است ،که جولان لباس های نامناسب، حرکات دور از شان و منزلت، عکس های گاه و بیگاه نامناسب خبر از کشاکش فرهنگ های ساخته و پرداخته و البته دور از هویت مردم عزیز کشور است.وقتی صحبت از سفر به نمایندگی از قشر فرهنگی به میان می آید, حداقل چیزی که روی دوش فرد سنگینی می کند, حس مسئولیت و البته ادای حق مطلب است, اما در حرکات این بازیگران هر چیزی دیده می شود الا حس مسئولیت نسبت به هویت ایرانی, احساس دین به احساسات هوادارن و جوانان ایرانی, و در نهایت مسلمان بودن و اسلام گرایی واقعی


آیت الله ای، رهبر انقلاب در سخنرانی های خود بارها بر مدارا در برخورد با جوانان و همچنین ن ldquo;بدحجابrdquo; تاکید کرده اما برخی افراد که خود را ولایت مدار می دانند، کمتر به این تاکید رهبری عمل می کنند و در برخورد با این گونه افراد از خشونت لفظی استفاده می کنند و به گونه ای سخن می گویند که گویی این افراد باید رانده شوند.

به گزارش سایت دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله ای، رهبری در اسفندسال92 در جمع ون خراسان شمالی درباره برخورد با جوانان و ن ldquo;بدحجابrdquo; تاکید کردند: ldquo;مدارا کنید، ممکن است ظاهر زننده اى داشته باشد (خب) داشته باشد. بعضى از همین هایى که در استقبالِ امروز بودند، در عرف معمولى به آن ها می گویند <<خانم بدحجاب>>؛ اشک هم از چشمش دارد می ریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباخته ى به این اهداف و آرمان هاست. او یک نقصى دارد، مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقص هاى این حقیر باطن است؛ نمى بینند. ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهى از منکر هم میکند؛ نهى از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت.rdquo;

girl


ما نمیگذاریم ایران سقوط كند!

در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط قوای انگلیسی و روسی كه حملات و هجوم ها به ملت شیعه اوج گرفته بود، مرحوم آیت الله العظمی نائيني خيلي پريشان بودند و نگران از اينكه اين وضع به كجا خواهد انجاميد، نكند اين كشور محبّ و دوستدار امام زمان (عج) از بين برود و سقوط كند و.

در همين حال، شبي به امام عصر (عج) متوسل مي شوند و در حال توسل و گریه و ناراحتی در عالم رؤيا مي بينند:

ديواري است به شكل نقشه ايران كه شكست برداشته و خم شده و در حال افتادن است. در زير اين ديوار، يك عده زن و بچه نشسته اند و ديوار دارد روي سرشان خراب مي شود.

مرحوم نائيني وقتي اين صحنه را مي بيند به قدري نگران مي شود كه فرياد مي زند و مي گويد: خدايا! اين وضع به كجا خواهد انجاميد؟

در اين حال مي بيند كه حضرت ولي عصر(عج) تشريف آوردند و دست مباركشان را به طرف ديواري كه خم شده و در حال افتادن بود، گرفتند و آن را بلند كردند و آن را سرجايش قرار دادند و فرمودند:

<<اينجا شيعه خانۀ ماست؛ مي شكند، خم مي شود، خطر هست، ولي ما نمي گذاريم سقوط كند.

ما نگهش مي داريم>>.


یکی از محافظان مقام معظم رهبری در قالب خاطره ای گفت: یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع نامناسبی داشتند.
آنها به یک باره در مقابل گروه ما قرار گرفتند و فرصت جمع و جور کردن و رسیدگی به وضع ظاهری خودشان نداشتند. از رفتار آنها مشخص بود که خیلی ترسیده بودند و اینگونه به نظر می رسید که آنها تصور می کردند که الآن آقا دستور دستگیری آنها را صادر خواهد کرد. ولی برخلاف تصور آنها، آقا با آنها سلام و علیک گرمی کرد و پرسید که شما زن و شوهر هستید؟ آن پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواحه شد، واقعیت را گفت و جواب داد خیر من و این دختر دوست هستیم!
آقا ابتدا درباره ورزش و مزایای آن با آنها صحبت کرد و بعد فرمود: بد نیست صیغه محرمیتی هم در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید. آقا به آنها پیشنهاد داد که اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیائید، من هم آمادگی دارم که شخصا خطبه عقد شما را بخوانم. آن دو خداحافظی کردند و طبق قرار، همراه خانواده خود در همان تاریخ به محضر ایشان رسیدند. آقا هم خطبه عقد آن دو را جاری کردند. با برخورد کریمانه ایشان، این دو جوان مسیر زندگی خود را تغییر دادند؛ آن دختر غیرمحجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو هم به یک جوان مذهبی مبدل شدند.


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی